شمس الدين محمد بن محمود آملي
288
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و چون وضع كوكب مجهول باشد احكام متفرعه بر آن بجهالت اولى بود جواب آنست كه تفاوت در مواضع كواكب اندكى باشد كه به برجى رسد بلكه در درجات بود و از تجربه معلوم شده كه تفاوت بحسب درجات در اغلب اوقات مانع صحت احكام نيست . شبههء چهارم آنكه دلالت كواكب بر حوادث اگر در محل شك و تردد باشد در علم احكام فايده نماند . و اگر جزم كند در تقدمه افادت علم بدان هم فائده صورت نبندد چه اگر آن چيز خير باشد و اگر شر به همه حال برسد . و حينئذ تقدمه معرفت او جز زيادتى غم و حزن و انتظار فايده ندهد چنان كه گويند امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : « كلياتها لا تدفع و جزئياتها لا تعرف فما هى الا تقديم هم او تاخير مهم » . جواب از اين شبهه آنست كه اتصالات فلكى همچو اسباب فاعلىاند و استعدادت ارضى همچو اسباب قابلى و تحقق اثر بى اين هر دو ميسر نشود . و از اينجاست كه بطليموس گفت علم النجوم منك و منها پس منجم هر گاه كه خبر كند از حصول اتصالات فلكى كه همچو اسباب فاعلىاند مسبب آن اگر خير باشد در تحصيل اسباب قابل سعى نمايند تا آن بحصول پيوندد . و اگر شر باشد در دفع اسباب ارضى اجتهاد نمايند تا واقع نشود چنان كه چون طبايع فصول و مقتضيات آن را معلوم كنند اغذيه و ادويه مناسب هر فصلى و مساكنى كه دافع مضار آن بود حاصل كنند تا از مضار اهويه خلاصى يابند . و چنان كه چون شخصى واقف شود كه دشمن قصد او دارد بقلعه و حصنى پناه گيرد تا به جمع لشكرى و آلاتى كه دفع او بدان توان كرد مشغول شود . شبهه پنجم آنكه اصول اينعلم در غايت ركاكتست و فروع او در نهايت كراهت اما اول بنابر آنكه ايشان مثلا چون از معرفت قران عاجز شوند طالع قران را قايم مقام او نهند .